محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

102

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

القصه روز بيست و نهم حركت گرديده ، شب به احتياط گذرانيد . فرداى شب مذكور ، جرم آفتاب در سمت مشرق منكسف شد . منجمين اردو اين كسوف را اشاره به كسوف آفتاب اقبال دولت ايران دانسته ، به اهالى اردو بشارت دادند . وقايع شهر رجب المرجب سنهء 920 در غرّه ماه مذكور خبر رسيد كه پيش قراول لشكر قزلباش از دور نمايان است . سراپردهء سلطانى را كه فراشان مهيّا كرده بودند ، بنا به اين خبر ، حكم شد جمع كردند و تمامى لشكر موافق فنّ حرب و مطابق قاعدهء تعبيه و سوق الجيش ، با ساز و سلب حركت نموده ، صفوف پياده و سوار ، آهسته آهسته قطع منازل مىكرد كه بدون مقدمه فرمان « حاضر به جنگ باش » صادر گشت . در پنج دقيقه ، ميدان جنگ را به موجب طرحى كه موافق موقع و عارضهء اراضى بود ، صفوف پياده و سواره فرا گرفته ، صف حرب را تشكيل و ميمنه و ميسره را معين نمودند و توپ‌ها را در نقاط لازمه گذارده ، منتظر ظهور دشمن شدند . بعد فهميده شد كه اين فرمان محض آزمايش صدور يافته است . باز صفوف لشكر به قاعدهء سوق الجيش به راه افتاد . عاقبت الامر خبر رسيد كه امروز نمىتوان ملاقى با دشمن شد ؛ زيرا در ميان دو لشكر مسافتى است بعيد ؛ اما فردا مطلقا با دشمن تلاقى واقع خواهد شد . لاجرم آهسته آهسته قطع مسافت كرده ، نزديك به مغرب بود كه در يك موقع مرتفع سراپردهء سلطانى را زدند و اردو نيز به احتياط تمام آرام گرفت . در همان شب غازيان به همديگر معايده نموده ، مصافحات عيد المؤمنين را به جا آوردند و مشغول به تهيّهء بقيّهء اسباب رزم شده ، از براى ظفر لشكر اسلام سورهء فتح و ساير ادعيهء

--> هشتصد و هفتاد و هشت در جنگ حسن بيگ آق قويونلو نايل منصب صدارت كه بعد از پادشاهى منت‌هاى مرتبه صوريه بشريّه است ، گرديد . اين سردار با اقتدار ، امارت آل قرامان را منقرض ساخته ، مملكت قرامانيه را ضميمهء ممالك عثمانيه نمود و در جنگ طربزون هم از ثمرهء تدابيرش براى دولت عثمانى منافع كلى حاصل شد . در هنگام صدارتش به سردارى سيصد فروند كشتى ، رو به درياى سياه بادبان گشوده ، جنويرها را مقهور ساخت و تمام بلاد سواحليه اين دريا را از دست آنها انتزاع نموده ، وسعت به دايرهء ممالك عثمانى داد . در سال هشتصد و هشتاد و دو مأمور به فتح بعض قلاع اربنودلق كردند ، قبول نكرد . لهذا عزل و حبس گرديد ؛ چون خلفش نتوانست در ارنبودلق كارى پيش ببرد ، صداقت اين وزير ظاهر شد و به شفاعت احمد پاشاى هرسك زاده از محبس رهايى جسته ، فرمانفرماى روم ايلى نصب گرديد . اين سردار نامدار در روم ايلى هم مثل بعض وزرا بيكار ننشسته ، بعض قلاع و بلاد لازم التسخير را فتح نمود . و در سال هشتصد و هشتاد و شش از براى تبريك جلوس سلطان بايزيد ثانى به اسلامبول آمده ، در فقره سلطان جم خدمت به آن پادشاه كرد . چون در استعمال شدّت قدرى مبالغه كرد ، سلطان بايزيد را از خود رنجانيد . بنابراين در سال هشتصد و هشتاد و هفت در حمام خفه گرديد . در اسلامبول يك باب حمام بسيار خوب و بعض خيرات مرغوب را دارد و يك محله اسلامبول هم منسوب به مشار اليه است . / عارف .